چارپاناق باغلامیشدی کؤزمه یوزی قانا دونموشدو یوخ داشا اوره یی
چکه چک د یدی سون نفس له رینی داها قالمیردی بیر آتیم دیله یی
باخدی باخدی بیر آن قوراقلیغینا دوتدی بیر ده ن بیره قه هر بوغازین
بیر هو کوتمه ووروب اوره لندی قارغیش ائتدی زمانه نی فه له یی
سالدی کئچمیش زامانلارین یادینا بیر چیغیرتیلا کندی سیلکه له دی
ایتی بیر داشلا کوکسونی ده لدی قوروغو پوزدو توننادی که له یی
پارچالانمیش دوداقلارین سوموروب باشلادی سر گذشتینی دئمه گه
گؤز یاشی قالمامیشدی کی اله سین دئدی یاندی آلاو لادی اته یی:
نظر یک خواننده عزیز
| +| نوشته شده توسط aetmad در یکشنبه 1387/08/12 و ساعت 9:35 بعد از ظهر |
تبریکات
عید سعید نوروز برتمام مردم جهان بخصوص بر مردم آذربایجان مبارک باد
| +| نوشته شده توسط aetmad در شنبه 1387/01/03 و ساعت 0:15 قبل از ظهر |
اظهار
ترس از بعضی مسائل فلا" دست نگه داشته شده
| +| نوشته شده توسط aetmad در شنبه 1387/01/03 و ساعت 0:6 قبل از ظهر |
نگاه شریعتی و آدم ها
دکتر علی شریعتی انسان ها را به چهار دسته تقسیم کرده است.....
دسته اول: آنانی که وقتی هستند هستند ، وقتی که نیستند هم نیستند: عمده آدم ها حضورشان مبتنی به فیزیک است . تنها با لمس ابعاد جسمانی آن هاست که قابل فهم می شود . بنابر این اینان تنها هویت جسمی دارند.
دسته دوم : آنانی که وقتی هستند نیستند ، وقتی که نیستند هم نسیتند ؛ مردگانی متحرک در جهان . خود فروختگانی که هویتشان را به ازای چیزی فانی واگذاشته اند . بی شخصیت اند وبی اعتبار . هر گز به چشم
نمی آیند .مرده و زنده شان یکی است .
دسته سوم :آنانی که وقتی هستند هستند ، وقتی که نستند هم هستند ؛ آدم های معتبر وبا شخصیت . کسانی که
در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودنشان هم تاثیرشان را می گذارند. کسانی که هماره به خاطر ما می مانند.
دوستشان داریم و برایشان ارزش احترام قائلیم .
دسته چهارم : آنانی که وقتی هستند نیستند ، وقتی که نیستند هستند ؛ شگفت انگیزترین آدم ها در زمان بودنشان
چنان قدرتمند و با شکوه اند که ما نمی توانیم حضورشان را دریابیم ، اما وقتی که از پیش ما می روند نرم نرم
آهسته آهسته درک می کنیم . باز می شناسیم . می فهمیم که آنان چه بودند. چه می گفتند و چه می خواستند.
ما همیشه عاشق این آدم ها هستیم . هزار حرف داریم برایشان ، اما وقتی در برابرشان قرار می گیریم قفل بر
زبانمان می زنند. اختیار از ما سلب می شود. سکوت می کنیم و غرقه در حضور آنان مست می شویم و درست
در زمانیکه می روند یادمان می آید که چه حرف ها داشتیم و نگفتیم. شاید تعداد اینها در زندگی هر کدام از ما
به تعداد انگشتان دست هم نرسد .
| +| نوشته شده توسط aetmad در جمعه 1386/07/06 و ساعت 10:49 بعد از ظهر |
دعا
ای خداوند! وبه نویسندگان ما تعهد ،
وبه هنرمندان ما درد ،
به علمای ما مسئولیت ، وبه شاعران ما شعور ،
و به عوام ما علم ، وبه محققان ما هدف ،
وبه مبلغان ما حقیقت،
وبه دینداران ما دین ،
وبه مومنان ما روشمای ، وبه حسودان ما شفا ،
وبه ر.شنفکران ما ایمان، وبه خودبینان ما انصاف ،
وبه متعصبین ما فهم ، وبه فحاشان ما ادب ،
وبه فهمیدگان ما تعصب ، وبه فرقه های ما وحدت ،
وبه زنان ما شعور ، وبه مردم ما خودآگاهی ،
وبه مردان ما شرف ، وبه همه ملت ما :
وبه پیران ما آگاهی ، همت تصمیم ،
وبه جوانان ما اصالت ، و استعدادفداکاری،
وبه اساتید ما عقیده ، و شایستگی نجات و عزت،
وبه دانشجویان ما – نیز – عقیده ، ببخش !
وبه خفتگان ما بیداری ،
وبه بیداران ما اراده ،
وبه نشستگان ما قیام ،
وبه خاموشان ما فریاد ،
بیست و نهم خرداد سالروز شهادت یکی از زبده های ساحت قلم و اندیشه دکتر علی شریعتی است .
ادبیات انقلابی و زندگی و مرگ هنرمندانه او را در روزگار قحطی وجدان بزرگ می داریم .
روحش شاد !!!!!؟
| +| نوشته شده توسط aetmad در سه شنبه 1386/03/15 و ساعت 1:45 قبل از ظهر |
حکومت پهلوی غارتگر فرهنگ و هویت آذربایجان
( واحيد قاراباغلي) نتيجه سياستهاي تك قوميتي (50ساله) رضاخاني چيزي جز از بين رفتن زبان و فرهنگ اقوام مختلف ايراني (غيرفارس) را در پينداشت. حكومت نژادپرست پهلوي كه اولين حكومت دستنشاده درايران بود از بدو به قدرت رسيدن نغمه برتريت طلبي قومي خاص و من درآوردي آريايي را كه بر پايه اسلام ستيزي و تورك ستيزي بود سر ميداد و دشمني با اقوام غيرفارس بخصوص آذربايجان و توركها را از همان زمان شروع كرد. دشمنيبيمار گونه حاكمان پهلوي با فرهنگ و زبان اقوام توركزبانان بوسيله روشنفكران فارس و فارسگرا جهت داده ميشد در اين راه بودند متاسفانه توركزباناني كه در جهت مسخ و تحقير زبان و فرهنگ توركي پيشقراول تهاجم فرهنگي رژيم بر عليه فرهنگ و مدنيت توركان به شمار ميرفتند احمد كسروي نمونه بارز اين فتنهگريها بود,شخصيتي كه ضديت با اعراب و توركها و بخاطر خوشخدمتي به جلاد پهلوي به ضديت و دشمني با اسلام و فرهنگ و زبان خود گام برميداشت. رژيم پهلوي با استفاده از دستگاههاي تبليغاتي خود با سياستي ضدفرهنگي از چندين جناح موجوديت,غنا و تاريخ آذربايجان را مورد يورش قرار داد . اول زبانمان,ادبياتمان,گذشتهمؠ ?ن,تاريخمان اصلا" نژادمان وهمهچيزمان را چنان تحقير كردند,كه ما نشستيم خودمان خودمان را مسخره كرديم,و در عوض خودشان را آنقدر برتر و بالاتر نشان دادند به ما باوراندند تا اينكه اداي آنها را در بياوريم شبيه آنها حرف بزنيم آري مشكل اصلي ما آذربايجانيها عقده حقارتي است كه در طول بيش از 80 سال همچون بهمني از كوههاي سر به فلك كشيده با سياست سركوبي شروع شده ودر سالهاي اخير ملت ما را در خود مدفون ساخته است از زمان تحقيرهاي رضاخان تا سياستهاي سركوب و شوونيستي محمد رضا شاه فراري اين عقدههاي حقارت نا خواسته ذره ذره در وجود ما آذربايجانيها ريشه دوانيده ودر بيست سي سال اخير با پخش سريالهاي تحقيرآميز از صداسيما ,جوكها و ريشخندهاي مسخره به ماها قبولاندن كه عامل عقب ماندگي و تمسخر ما زبانمان است (همان هدفي كه دشمن اين كارها را دنبال ميكرد) زباني كه از همان اول در حصارهاي سياستهاي شوم شوونيستي نحيف و ضعيف تر شده بود روز به روز محجورتر گشت .آنچنانكه امروزه برخي از خانوادههاي آذربايجاني مخصوصا" افراد اداري و به اصطلاح تحصيلكرده "با كودكان خود به زبان فارس صحبت ميكنند تا شايد اين عقده دروني شده خود را به نحوي از تن خود رها ساخته و به خيال خود آدم و عالمي ديگر سازند .آيا از خود پرسيدهايد كه اين كدامين عاملي است كه ملت ما را به انكار بديهيات زندگياش كه همانا زبانمادري است واميدارد؟ آري زبانحاكم براي اينكه قوم و ملت يا آدمي را به زير سلطه قدرت و تسلط خودش بكشد تحقيراش ميكند به قدري شخصيتهايش را گذشتههش را همهچيزاش را تحقيرميكند كه او براي اينكه از مسير تهمتهاي و تحقيرهاي او در امان باشد از جاييكه هميشه بوسيله او تحقير ميشود فرار ميكند و به دامن خود او پناه ميبرد و خودش را به شكل او در ميآورد كه ديگر در مسير تهمتهاي او نباشد . عوامل گوناگوني ايمان به خويشتن را از آدم ميگيرد ملتي كه فرهنگ ملياش تحقير ميشود و دور مي ريزد ديگر نه اعتقادي دارد و نه ايماني و حاضر است هر گونه رفتاري را كه به او تلقين ميكنند بپذيرد و تنها چيزي كه ايمان به خويشتن را براي آدمي فراهم ميكند خودآگاهي است . در مرحله اول بفهمد كه مربوط به چه نژادي به چه ملتي هستم يا به چه تاريخي ,چه فرهنگي, چه زباني ,چه ادبياتي وابستهام به چه افتخارات وارزشهاي وابستهام و كاملا" خودم را بشناسم زيرا اگر فرهنگ را ازيك ملت بگيرند و فرهنگ زداييش كنند آن نسل را فقط فقير نكردهاند بلكه مسخ كرده و بيگانهاش نمودهاند ريشههاي ديرينه فرهنگي او را قطع كرده و بسوي بي هويتي و اصالتگريزي و سست عنصري سوق ميدهند نسبت به زبان مادري و فرهنگ اصيل گذشتگاناش بدبين ميكنند و حس ملي را در خويشتن او نابود ميسازنند به همين دليل است كه وقتي فرهنگ ملي انسان را از انسان ميزدايند و بي فرهنگ اش ميكنند وجودي ميشود تسليم و رنگپذير كه هرچه بخواهند ميكنند هر لباسي به تنش ميكنند بدون هيچ مقاومتي!
حكومت سراسر ننگ پهلوي در عرض 50 سال حكومتي خويش چنان ظلمي به مردم آذربايجان كردند كه حتي مغولها به ملل مغلوب نكردند,اگر قوم مغول مال ومنال مردم را غارت ميكرد حكومت به اصطلاح نجيب و اصيل پهلوي آريايي غارتگر فرهنگ و هويت اقوام مختلف ايراني (غير فارس) بود.آري تحقيرها و تمسخرهاي پهلوي به قدري ضداخلاقي و ضد فرهنگي بود كه حتي شهريار ملكسخن را وادار ساخت كه شعر معروف " الا تهرانيا انصاف... توائي, يا من ؟" را بسرايد. متاسفانه سياستهاي ضدفرهنگي و پانفارسيستي رژيم پهلوي بعد از انقلاب اسلامي نيز توسط پسماندههاي رژيم قبلي دنبال ميشود. وقتي امروز كسي به توركي سليس صحبت كند, محكوم به پانتوركيست ميشود ,اتهامي كه در دوره پهلوي از كمونيست و تودهاي به پانتوركيسم مبدل شده است. وقتي كه آن رسانه به اصطلاح ملي, انواع تحقيرها و توهينها را به آذربايجانيها و توركها ميكنند و بجاي اينكه ما آن را با اعتراضات عقلاني و مدني خويش جواب دهيم در لاك خود فرو ميرويم و علاج را در رنگ عوض كردن وآموزش فارسي ( زبان تحميلي ) به كودكان خود مييابيم . اينجاست كه اين سوال پيش ميآيد كه صحبت از حركت ملي آذربايجان و احياي زبان مادري و اجراي اصلهاي 15 -19 قانون اساسي چه دردي را دوا خواهد كرد . مسئله امروز ما آذربايجانيها شكستن عقده حقارت و بازگشت به خويشتن خويش و شناسايي فرهنگ اصيل و بومي مردم اين ديار است ,امروز بايد آذربايجاني اين را درك كند كه علت عقبماندگيش در تكلم به زبان شيرين مادري خويش (زبان توركي سومين زبان قدرتمند دنيا /يونسكو)دنيا نيست.بلكه حقارتهايي است كه ناخواسته در اندرونش نهفته است او بايد امروز بابكها, نبيها و ستارها را فرياد زند و اسمهاي اصيل توركي بر روي فرزندانش بگذارد, تا به اصالت راستين خود برگردد و از فرهنگ غني 8000 ساله خود عيبي به دل نگيرد با كامبيز, داريوش ,كوروش و منوش و خشايارها نميتوان فرهنگ آذربايجان را احيا كرد. بر پايه اين خودآگاهيها ميباشد كه فعالان حركت ملي آذربايجان همواره بر لزوم بازگشت به هويت آذربايجاني و مقابله با همجهها و توطئههاي بدخواهان فرهنگ و مليت آذربايجان تاكيد ميكنند. آنها به نيكي واقفند هر ملتي كه قهرمانان و تاريخش را فراموش كند و از مفاخر ملياش روي برگرداند محكوم به شكست و نابودي است. آري فعالان حركت ملي آذزبايجان در راستاي حفظ هويت ملي آذربايجان اعتراض و فرياد هويت طلبي خود را با راه و منش مسالمت جويانه به گوش مسئولان حكومتي و جهانين ميرسانند,كه چگونه ملتي (30 ميليوني و اكثريت) را از حقوق اوليه و انساني خود كه همانا تحصيل به زبان مادري است محروم كردهاند و در عصري كه كرامت انساني در سرلوحه شعارهاي نهادهاي مدني دنيا و نيز سازمان ملل متحد قرار گرفته است ملتي را در زير اثناع تحقيرها و توهينها سركوب, زبان و فرهنگاش را بسوي آسيميلاسيون سوق ميدهند تا به خيال خود ملتي يكدست در زير لواي فرهنگ و زبان فارسي فراهم سازند و با قومكشي و امحاي فرهنگهاي ديگر ملل در ايران به نفع يك قوم خاص به صحنهگرداني بپردازند. پس يراستي كه تفكراتي كه طي 50 سال حكومت پهلوي در جامعه ريشه دوانيده بور بطور كلي ريشهكن نگرديده و پس از 8 سال دفاع مقدس كه آرمش نسبي در جامعه پديد آمد و التهاب ناشي از جنگ فرو كشيد دوباره بستر براي فعاليت عناصري " پان فارس" و" پان ايرانيسم" كه در طول جنگ در كنج خلوت آرميده بودند مهيا شده است و مانع برابري اقوام مختلف ايراني ميشوند پس حركت ملي آذربايجان خود را در راه پاسداشت فرهنگ و زبان توركي و دفاع از هويت آذربايجاني مسئول ميداند, و داراي خواستهاي بحق قانوني خود ميباشد كه ميتوان به خواستهايي چون اجراي كامل اصلهاي , 15 , 19 , 48 9 قانون اساسي اشاره كرد, كه شامل خواستهاي بحق اقتصادي, اجتماعي, فرهنگي و سياسي ملت آذربايجان ميباشد
منبع : شمس تبريز
| +| نوشته شده توسط aetmad در دوشنبه 1386/02/03 و ساعت 0:42 قبل از ظهر |
تغذیه صحیح
تغذيه درست در عمل كاريست دشوار. اين سختي بيشتر مربوط به كنارگذاشتن عادتهاي كهن و سالهاي سال شيوه تغذيه نادرست است. اما تغذيه سالم حتما به معناي صرف نظركردن ازخوردنيهاي دوست داشتني و لذيذ نيست. اصل مطلب رعايت حد و مرز در خوراك است. اين مقاله دربرگيرنده ده دستور در جهت چگونگي تغذيه درست ميباشد.
متنوع بخوريم!
متنوع و به اندازه خورده و به تناسب در تركيب مواد غذايي بايكديگر توجه كنيم.
در روز چندين بار غلات و به اندازه كافي سيب زميني بخوريم!
نان- ماكاروني-برنج- غلات و سيب زميني منبع ويتامينها و مواد معدني و fiber هستند و درعين حال كم چربي ميباشند.
درمورد سبزيجات و ميوه- اصل پنج بار در روز را فراموش نكنيم!
مصرف پنج بار ميوه و سبزيجات در روز ايدهال است. بهتر است كه اين محصولات - تازه مصرف شده و يا در صورت امكان خيلي كم وكوتاه پخته شده باشند. يك بار از اين پنج بار، آب ميوه مصرف كنيم.
روزانه به اندازه كافي- لبنيات و حداقل يكبار در هفته ماهي بخوريم.گوشت و تخم مرغ هم به اندازه مصرف كنيم!
لبنيات و ماهي مواد غذايي زيادي مثل كلسيم در بردارند. ماهي منبع يد و selenium و omega 3 ميباشد. گوشت بهخاطر درصد زياد آهن و ويتامين هاي B1 - B6 و B12 اهميت دارد. مصرف 300 تا 600 گرم گوشت درهفته معمولا كافيست. در صورت مصرف گوشت و لبنيات - نوع كم چربي آن پيشنهاد ميشود.
چربي - كم مصرف كنيم و از مواد پرچربي صرف نظر كنيم!
مصرف زياد چربي باعث چاقي شده و مي تواند ناراحتيهاي قلبي و سرطان را به دنبال داشته باشد. 70 تا 90 گرم چربي در روز - آنهم در صورت امكان روغن ويا چربي هاي گياهي كافي خواهدبود. فراموش نكنيم كه مقدار زيادي چربي نامرئي در محصولات گوشتي-مثل سوسيس و كالباس- و شيريني ها و شكلات ها و محصولات لبنياتي وجود دارد...
| +| نوشته شده توسط aetmad در جمعه 1386/01/17 و ساعت 11:59 بعد از ظهر |
هپاتیت c
| هپاتيت C |
|
هپاتيت به انواع مختلفى تقسيم مىشود كه علت آن تفاوت در نوع ويروس اين بيمارى است. ويروسهاى هپاتيتى كه با حمله به بافت كبد منجر به تخريب اين بافت و موجب بيمارى هپاتيت مىشوند از نظر ژنتيكى بسيار به يكديگرشبيه هستند.
تعداد زيادى از بيماريها از دسته بيماريهاى ويروسى هستند يعنى حضور يك ويروس در بدن منجر به بيمارى مىشود. اين گروه از بيماريها درمان خاص و قطعى ندارند. هنوز دارويى ساخته نشده است كه بتواند ويروس را از بين ببرد. در اين حالت تنها سيستم ايمنى بدن بايد با بيمارى مبارزه كند. در نتيجه اگر دارويى براي بيمارى ويروسى تجويز شود تنها براى بالا بردن مقاومت بدن و حمايت از سيستم دفاعى درونى است.
بيشتر بيماريهاى دشوار و طولانى مدت، بيماريهاى ويروسى هستند. از جمله اين بيماريها، بيمارى هپاتيت است. بيمارى هپاتيت به انواع مختلفى تقسيم مىشود كه علت آن تفاوت در نوع ويروس اين بيمارى است. ويروسهاى هپاتيتى كه با حمله به بافت كبد منجر به تخريب اين بافت و موجب بيمارى هپاتيت مىشوند از نظر ژنتيكى بسيار به يكديگرشبيه هستند. آنچه كه اين ويروسها را از هم متمايز مىكند تفاوت كوچكى در ساختار اطلاعاتى آنهاست. هر ويروس ذره كوچكى است كه ذخيره اطلاعاتى ژنتيكى خاص خود را به همراه دارد. بر پايه همين تفاوت كوچك ويروسهاى هپاتيتى به انواع مختلفى تقسيم و نامگذارى مىشوند. با آنكه نشانههاى اوليه بيمارى هپاتيت در تمامى انواع اين بيمارى مشابه است اما نوع و شدت آسيبهاى كبدى در هر يك متفاوت است. ويروس هپاتيت نوع C كه موجب بيمارى هپاتيت C مىشود يكى از اين ويروسهاى اين گروه است.
بيمارى هپاتيت C كه طبق آمارهاى موجود بيش از 170 ميليون نفر در سراسر جهان به آن مبتلا هستند با نشانههاى عمومى بيمارى هپاتيت همراه است. علائمى مثل تهوع، اسهال و ضعف عمومى. اما زردى پوست يا زردى سفيدى چشم در بيمارى هپاتيت C ديده نمىشود. اين مسئله يكى از تفاوتهاى بارز اين نوع هپاتيت با ساير انواع هپاتيت است.
دوره خفتگى بيمارى، يعنى از هنگام ورود ويروس تا شروع فعاليت آن ممكن است بين دو تا 20 ماه به طول انجامد. اين امكان هست كه پس از ورود ويروس بيمارى هپاتيت C سيستم دفاعى بدن بتواند تا مدتى مقاومت كند. گلبولهاى سفيد كه در خون شناورند مىتوانند ويروسها و باكترىها را ببلعند و آنها را در خود هضم كنند. ويروس بيمارى هپاتيت C ممكن است تا مدتى در گلبولهاى سفيد به صورت خفته باقى بماند اما اين ويروس مىتواند به دلايل نامعلومى فعال شود. شروع فعاليت ويروس گاه به يك سرماخوردگى ساده شبيه است. از آنجا كه بيمارى هپاتيت C با زردى همراه نيست غالبا فرد متوجه ابتلا خود به بيمارى نمىشود. اما فاكتورهاى كبدى خون كه ميزان فعاليت آنزيمهاى كبدى را نشان مىدهند به شدت بالا مىرود كه نشاندهنده بر هم خوردن تعادل در كبد و آغاز بيمارى است.
روند بيمارى در بيمارى هپاتيت C سريعتر و آسيبهاى حاصل از آن شديدتر است. از جمله آسيبهاى جانبى اين بيمارى دردهاى مفصلى و از بين رفتگى بافت كليه است. متأسفانه بيمارى هپاتيت C بيش از 80 درصد موارد به سيروز كبدى مىانجامد. با تشخيص سريع بيمارى و بهرهگيرى از داروهاى كمكى و بازدارنده مىتوان از تخريب بيشتر بافت كبد جلوگيرى كرد و بيمارى را تا حدى كنترل كرد.
هپاتيتها به شدت مسرى هستند. مهمترين راه انتقال بيمارى هپاتيت C از طريق تماس مستقيم با خون فرد بيمار و آلوده است. متأسفانه اين بيمارى در زندانها و در معتادان تزريقى آمار بالايى نشان مىدهد. درمان بيمارى بسيار پرهزينه و مشكل است. مهمترين راه مقابله جلوگيرى از انتقال ويروس است.
واكسن بيمارى هپاتيت C تا به امروز كشف نشده است. اما واكسيناسيون عليه هپاتيت نوع B بدن را بيش از 75 درصد نسبت به هپاتيت نوع C نيز ايمن مىكند.
| منبع : سایت پزشکان
| +| نوشته شده توسط aetmad در جمعه 1386/01/17 و ساعت 11:46 بعد از ظهر |
هفت سین
سفره هفت سین که همچنان مرسوم است، معمولا چند ساعت مانده به تحویل سال چیده میشود. هر جزء این سفره وجودش حکمتی دارد و به قصد خاصی بر سر سفره قرار میگیرد.
جالب است که تعداد "سین" های هفت سین گاهی از هفت عدد بیشتر میشود اما از آنجایی که عدد هفت همواره نزد ایرانیان از اهمیت خاصی برخوردار بوده و عددی کامل به حساب می آمده است ( هفت طبقه آسمان،هفت خان رستم، هفت جزء قرآن و...) مبنای این سفره بر هفت سین که هفت نوع خوردنی هستند گذاشته شده است : سماق، سیر، سنجد، سیب، سمنو، سبزی و سرکه .
علاوه بر اینها اشیاء دیگری نیز به نیات مختلف بر سر سفره قرار میدهند از جمله:
کتاب مقدس، که قرآن، اوستا یا انجیل است، آینه، برای رفع کدورت و یکرنگی، تخم مرغ رنگ کرده به نیت برکت و روزی که معمولا به تعداد اعضای خانواده تهیه میشود، شمع روشن به نیت روشنایی و طول عمر اعضای خانواده که به همین دلیل اعتقاد بر این بوده که شمع هفت سین را نباید خاموش کرد و در صورت لزوم این کار باید با برگ سبز یا نقل و نبات انجام شود، آب، نشانه صافی، پاکی و گشایش در کارها، سبزه به معنای حیات و نشاط و شادابی ،ماهی قرمز به نشانه زندگی و پایداری و گل به نیت باروری و شادابی بر سر سفره هفت سین گذاشته میشوند
| +| نوشته شده توسط aetmad در پنجشنبه 1386/01/02 و ساعت 0:33 قبل از ظهر |
پیام تبریک
....
-----
آوای خوش هزار باد تقدیم تو باد سرسبزترین بهار تقدیم تو باد
گویند که افسانه ایست روییدن عشق آن لحظه هزار باد تقدیم تو باد
| +| نوشته شده توسط aetmad در پنجشنبه 1386/01/02 و ساعت 0:17 قبل از ظهر |
|